Wednesday, February 17, 2016

«ملیچ» بر وزن «قلیج»




قرون گذشته، در دربار سلاطین اروپا مطربی حضور داشت بنام «ژستر» یا «دلقک» و غیره که با فکاهیات و مزاح کردن پادشاهان را می خنداند. در انگلستان که ارباب سلاطین عالم بوده و هست، دلقک ها بکار بودند تا اینکه درسال 1649، پس از قطع سر شارل اول پادشاه بعلت خیانت روی کندهء درخت، بساط دلقک ها هم در اروپا برچیده شد، مگر در عجمستان که تا وقت التحریر همچنان دلقک بازی بصور مختلف از تلویزیون پخش میشود. اما دلقک بصورت اروپائی اش در در بار ناصرالدین شاه قاجار (1896-1831) میلادی بشدت ادامه داشته، البته، بشکل «اینرانیزه» شده آن. یکی از این دلقک ها ملیجک نام داشت. لازم به توضیح است که «ملیچ» بر وزن  «قلیج» در فارسی باستان نام گنجشک  بوده و هنوز هم در نواحی مرکزی که زبان فارسی باستان آخرین نفس ها را می کشد به گنجشک «ملیچ» میگویند. ملیجک که «چ» آن  «جیم» شده است، در دو سالگی مورد توجه قبلهء عالم واقع شد. پدر ملیجک محمد خان گروسی نام داشت که در سمت پر افتخار «آفتابه چی» قبلهء انجام وظیفه می کرد. اسم دیگر گروسی آفتابه چی « امین الضرطه" بود! گروسی امین الضرطه پسری داشت بنام غلامعلی که پس از دریافت مقام شامح دلقکی عنوان دکترای «بی هیچی» قاجارها را دریافت کرد و شد «عزیزالسلطان» و «سردار» با حقوق و مزایای مکفی. میگویند ملیجک از بچگی مثل گربه از آب و حمام و دست و رو شستن خیلی بدش می آمد. بهمین جهت تا رسیدن به بلوغ فقط بچه کثیفی بود اما فاقد بوی مشمئز کننده دوران بلوغ.  ملیجک عمه ای داشت بنام «زبیده» که شده بود یکی از زنان صیغه ای قبلهء عالم و او هم پس از اخذ دکترای «بی هیچی» لقبش شد «امینه اقدس» که خود داستانی دارد. ملیجک آنقدر عز و قرب پیدا کرد که «زیردم لیسان» یعنی شاهزادگان عظام و بزرگان وبقول حالایا «سیاست مردان!» به افتخار ملیجک مهمانی های مجلل می دادند تا از حمایت او نزد قبلهء عالم برخوردار شوند که مبادا پیش قبلهء عالم دست به جغلی بزند و جرم و جنایت و سرقت های آنان را به معظم له  بگوید. یخاطر همین موقعیت، ملیجک آس و پاس و چرک و جیلی هر روز ترقی کرد و حتی قبله عالم یکی از دختر های فت و فراوان خود را باو داد. اسم این دختر اخترالدوله بود. اما طبق رسمی معهود، روزگار وفا ندارد و با بقتل رسیدن قبله عالم در «شابدل» عظیم بدست میرزا رضا کرمانی از مقلدان سید جمال الدین اسد آبادی، ملیجک هم بدبخت شد و همهء«زیر دم لیس ها» تلافی نو و کهنه را سر او در آورند و فحش ها دادند. گرچه مظفرالدین شاه، نفر بعد ناصر الدین شاه، تلاش کرد که از ملیجک دستگیری کند اما دیگر دیر شده بود. حتی کامران میرزا نایب السلطنه یکی از دختر های متعددش را به میلجک داد و آب باریکه ای برایش جور کرد اما در همین ایام بود که در مردم ولوله ای بنام مشروطه افتاد و دارائی ملیجک مصادره شد. میگویند ملیجک در خیابان سعدی فعلی زندگی میکرد و طبق معمول سنواتی به آب مروارید شدید دو چشم مبتلا  و کور شد و در خیابان یا کوجه داخل کود انسانی افتاد و مرد، بتاریخ 1319 شمسی.
روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد *  چرخ بازيگر از اين بازيچه‌ها بسيار دارد

No comments:

Post a Comment