Tuesday, October 9, 2018
Monday, October 1, 2018
دخترک یونجه چین
دخترک یونجه چین، بهترین سرودهء <ویلیام
وردز ورت> شاعر عصر رومانتیک (1803) خلاصه ای چنین دارد: بنگر او را، یکه و
تنها در دشت بی انتها، تپه ماهور های دور دست. می خواند و می درود تنهای تنها. ای
رهکذر، یا بایست یا آهسته پا بردار. تق و تق داس و بافه کردن یونجه و همزمان سر
دادن نوایی غم انگیز. گوش کن! پژواک صوتش که لبریز کرده است درهء عمیق را. هیچ هزار
دستانی چنین صوتی هرگز سر نداده است. باشد کسی که گوید او چه بر زبان آرد. لحن غم
انگیزش یادآور جنگ ها و دردها و رنج های بی پایان... غم و ماتم فرن هاست سایه
افکنده برخراسان و اورامان، سیحون و جیحون و دجله و فرات اما قصیده دختر گندم چین
دلالت دارد بر عالم گیز بودن غم و ماتم بشر، گذشته و حال.
Saturday, September 29, 2018
Azar: عوضی ها:
Azar: عوضی ها:: کارلو جیپولا، ایتالیایی، متوفی به سال 2000 درسنهء 1976 مقاله ای نوشت تحت عنوان قوانین اصلی و اساسی حماقت. در این مقاله جوامع بشری ب...
Azar: واژه های جدید لس انجلسی
Azar: واژه های جدید لس انجلسی: بی بی جان، پیدایش این لغات مقارن است با مرسوم شدن واژه های برادر و خواهر و خسته نباشی و در این راستا و در این رابطه. در حال حاضر م...
Azar: خر دیزه
Azar: خر دیزه: آنکه اصطلاح خر دیزه را نشنیده باشد کیست. خر دیزه استعاره است و شاخص نوعی آدم. اما مردم حکایتی هم از خر دیزه دارند: میگویند خر دیزه ای ب...
خر دیزه
Wednesday, September 26, 2018
واژه های جدید لس انجلسی
بی بی جان، پیدایش این لغات مقارن است با
مرسوم شدن واژه های برادر و خواهر و خسته نباشی و در این راستا و در این رابطه. در
حال حاضر مقر این مخترعان، تلویزیون های مستقر در لس آنجلس می باشد. قوه ابتکار
این تلویزیونچی ها در فیلم مستند متکی به سناریوهای تعزیه خوانی الحق که در خیال هم
نمی گنجد. سالهاست که یک فقره آگهی مرتب پخش می شود و طی آن زنی داخل سوپر مارکتی
با چرخی در حرکت می باشد. لباس مشکی دکولته به تن دارد. بقول اینها تلفن دستی در
مقابل تلفن پائی (آنها گوشی در مقابل دهنی ) را در میاورد و می شنویم: علو؟ امشب
چی هوس کردی برات درست کنم؟ مردی جواب میدهد: خورشت فسنجون، البته، دست پخت
مامانت. (تحقیر آن زن) اما دکولته پوش یکراست میرود بسراغ فریزرها و سه بسته عذای
آماده برمی دارد (آموزش دروغ و ریا کاری به کودک و مودک و چوبک). بعد طرز دادن
بشقاب پلو خورشت را تماشا کنید. طرز نشستن این دکولته پوش را روی لبهء صندلی که در
خانه اش فقط جنبه دکور را دارد نگاه کنید. عدم وجود هرگونه سرویس روی میز (آستین
بجای دستمال کاغذی). در حال حاضر حتی توی در و دهات دور افتاده هم غذا را روی سفره
می چینند. به آگهی های دیگرشان دقت کنید. طرز نوشتن و خواندن عدد صحیح و اعشار را
دقت کنید. مرسوم است که بهنگام پخش خبر زیر نویس تابع برنامهء مورد پخش باشد اما
در این تلویزیون زیر نویس تبلیغات بازرگانی است. اینها سی چهل سالست که به امریکا
(البته به محلهء عجم نشین) سفر کرده اند و مرتب از اقامت در امریکا بخود می بالند،
ولی جرإت ندارند بگویند که اهل کجا هستند. بنازم به این هوش و استعداد و هنر ذاتی
عجمستانی!
Sunday, January 28, 2018
عوضی ها:
کارلو جیپولا، ایتالیایی، متوفی
به سال 2000 درسنهء 1976 مقاله ای نوشت تحت عنوان قوانین اصلی و اساسی حماقت. در
این مقاله جوامع بشری به چهار دسته تقسیم شده اند: احمق ها، سارق ها، خنگ ها و
هوشمند ها. بنظر کارلو جیپولا احمق ها خطرناک ترین موجودات روی کره زمین می باشند و کسی
نیست که در شبانه روز از دست آنها آسیب ندیده باشد. چون واژه احمق در این مورد رسا
نیست بنابراین برای درک بهتر نگارنده ترجیح میدهد که از الفاظ عامیانه استفاده کند مانند کله
خر، یکدنده، خر دیزه، عوضی و امثال آن. در کنار کله خر ها، سارق ها قرار دارند که معرف
حضور همگان می باشند. سارق نام های دیگری هم دارد: مال مردم خور، سارق سپرده های بانکی، دزد، دزد
سر گردنه، راهزن، راه گیر، دزد شعر و نثر و بالاخره سارق الکترونیکی و اینترنتی و
غیره. البته لازم به توضیح است که هرگز کسی خنگ یا کله خر یا دزد یا هوشمند خالص ندیده است. انگار موقع تقسیم آشپز یک کمچه از دیگ یا دیگچه های دیگر توی کاسه اش
ریخته است. یعنی هوشمند دزد و دزد هوشمند و خنگ دزد و بالاخره کله خر هوشمند.
توضیحات دیگر: فرق اساسی بین طبقه مال مردم خور خالص و کله خر خالص در اینست که دزد در پی منافع فردی خود می باشد در حالیکه کله
خر خالص بی آنکه خود نفعی ببرد به دیگری لطمه می زند. مثلآ عابری را مجسم
کنید که قصد دارد از پیاده روی باریکی بگذرد ولی دو نفر وسط آن ایستاده اند و بی خیال
با هم مشغول تک و نعریفند. درست در لحظه ای که فاصله عابر با یکی از آنها که پشتش
به عابر است به چند سانتیمتر رسیده، فردی که پشتش به عابر است و از دری وری هایی
که شنیده بشدت بهیجان درآمده بصورت رفلکس و انعکاسی پایش را مثل دست خر ناگهان از زانو تا
میکند و مانعی باندازه شصت سانتیمر در برابر عابر که نمی تواند این حرکت ناگهانی را
ببیند ایجاد میکند. عابر سکندری میخورد و نقش بر زمین می شود. فرد کله خر قاه قاه زنان خم می
شود و دست او را گرفته از زمین بلندش می کند. البته، فرد کله خر هنوز هم نمی داند
که باعث و بانی بزمین خوردن عابرنگون بخت خود او بوده است. کله خر مذکور براستی عمدآ مبادرت به این کار نکرده است و
آسیب وارده واقعآ غیر عمد می باشد. اگر بمرگ منتهی می شد آنرا قتل غیر عمد می نامیدند. لازم
بتذکر است که نباید تصور کرد که کله خرها شاخ و دم دارند یا ستاره پیشانی می باشند
و انسان می تواند از دور آنها را بشناسد. ابدآ چنین نیست. این افراد ، متآسفانه ،
در تمام مشاغل و حرفه ها و صنوف وجود دارند. بقول معروف از استاد دانشگاه گرفته تا بقال
سر گذر و مشکل از همین جا شروع می شود. حتی انسان های بسیار عاقل و فهمیده و
هوشمند هم براحتی در دام کله خرها می افتند. اینک با یک بررسی اجمالی از وقایع
گذشته و حال می توان براحتی دریافت که وقتی کله خری پیش افتاد و سایر کله خر ها
مثل برادهء آهن دورش جمع شدند آن وقت است که کار بشدت بیخ پیدا می کند و با این
تو بمیری ها غال قضیه کنده نمی شود و این همان مطلبی است که کارلو جیپولا مطرح
میکند و میگوید موجودی خطرناک تر از نادان کله خر در عالم وجود ندارد. نصیحت کارلو
جیپولا این است نباید اجازه داد تا کله خر ها در رده های مختلف هرم سازمانی لانه کنند.
اگر چنین شد دیگر فاتحه آن مملکت خوانده شده است. پیش از ختم مطلب یاد آور می شود
که طبقه خنگ ها یا گور سیاه کن ها یا شل و ول ها و تو سری خورها که فقط از خصلت
حیوانی برخوردارند هدف اصلی دزد ها می باشند و براحتی در دام می افنند. مثلآ دادن بهره ای زباد به هر سپرده ای. خاک تو سر های بی عقل هم تمام اندوخته خود را می برند و دو دستی به شیاد می سپارند. بکرات دیده شده که شیاد ها ناگهان ناپدید می شوند. حال فرد توسری خور به جلز و ولز می افتد و ننه من غریبم در می اورد. مسلمت که کشور داری با گوسفند چرانی تفاوت دارد و تاریخ نشان داده است که وجود مدیران شایسته و ضوابط بایسته توآم با زحمت و مرارت شبانه روزی توانسته است تا حدودی جلوی دزدها و کله خرها و شیادان متظاهر به زوشنفکری را بگیرد و آسایشی نسبی برای همگان حتی دردها و کله خرها و خاک بسرها فراهم آورد. فراموش نشود که هوشمند
ها و حتی دزد ها هم بدام کله خر ها می افتند چه رسد به تو سری خورها. چه خوب بود که هرکس بی رودربایستی بلاهای بسر آمدهء اش را با دیگران در میان می نهاد تا درس عبرتی بشود.
Subscribe to:
Posts (Atom)




