کارلو جیپولا، ایتالیایی، متوفی
به سال 2000 درسنهء 1976 مقاله ای نوشت تحت عنوان قوانین اصلی و اساسی حماقت. در
این مقاله جوامع بشری به چهار دسته تقسیم شده اند: احمق ها، سارق ها، خنگ ها و
هوشمند ها. بنظر کارلو جیپولا احمق ها خطرناک ترین موجودات روی کره زمین می باشند و کسی
نیست که در شبانه روز از دست آنها آسیب ندیده باشد. چون واژه احمق در این مورد رسا
نیست بنابراین برای درک بهتر نگارنده ترجیح میدهد که از الفاظ عامیانه استفاده کند مانند کله
خر، یکدنده، خر دیزه، عوضی و امثال آن. در کنار کله خر ها، سارق ها قرار دارند که معرف
حضور همگان می باشند. سارق نام های دیگری هم دارد: مال مردم خور، سارق سپرده های بانکی، دزد، دزد
سر گردنه، راهزن، راه گیر، دزد شعر و نثر و بالاخره سارق الکترونیکی و اینترنتی و
غیره. البته لازم به توضیح است که هرگز کسی خنگ یا کله خر یا دزد یا هوشمند خالص ندیده است. انگار موقع تقسیم آشپز یک کمچه از دیگ یا دیگچه های دیگر توی کاسه اش
ریخته است. یعنی هوشمند دزد و دزد هوشمند و خنگ دزد و بالاخره کله خر هوشمند.
توضیحات دیگر: فرق اساسی بین طبقه مال مردم خور خالص و کله خر خالص در اینست که دزد در پی منافع فردی خود می باشد در حالیکه کله
خر خالص بی آنکه خود نفعی ببرد به دیگری لطمه می زند. مثلآ عابری را مجسم
کنید که قصد دارد از پیاده روی باریکی بگذرد ولی دو نفر وسط آن ایستاده اند و بی خیال
با هم مشغول تک و نعریفند. درست در لحظه ای که فاصله عابر با یکی از آنها که پشتش
به عابر است به چند سانتیمتر رسیده، فردی که پشتش به عابر است و از دری وری هایی
که شنیده بشدت بهیجان درآمده بصورت رفلکس و انعکاسی پایش را مثل دست خر ناگهان از زانو تا
میکند و مانعی باندازه شصت سانتیمر در برابر عابر که نمی تواند این حرکت ناگهانی را
ببیند ایجاد میکند. عابر سکندری میخورد و نقش بر زمین می شود. فرد کله خر قاه قاه زنان خم می
شود و دست او را گرفته از زمین بلندش می کند. البته، فرد کله خر هنوز هم نمی داند
که باعث و بانی بزمین خوردن عابرنگون بخت خود او بوده است. کله خر مذکور براستی عمدآ مبادرت به این کار نکرده است و
آسیب وارده واقعآ غیر عمد می باشد. اگر بمرگ منتهی می شد آنرا قتل غیر عمد می نامیدند. لازم
بتذکر است که نباید تصور کرد که کله خرها شاخ و دم دارند یا ستاره پیشانی می باشند
و انسان می تواند از دور آنها را بشناسد. ابدآ چنین نیست. این افراد ، متآسفانه ،
در تمام مشاغل و حرفه ها و صنوف وجود دارند. بقول معروف از استاد دانشگاه گرفته تا بقال
سر گذر و مشکل از همین جا شروع می شود. حتی انسان های بسیار عاقل و فهمیده و
هوشمند هم براحتی در دام کله خرها می افتند. اینک با یک بررسی اجمالی از وقایع
گذشته و حال می توان براحتی دریافت که وقتی کله خری پیش افتاد و سایر کله خر ها
مثل برادهء آهن دورش جمع شدند آن وقت است که کار بشدت بیخ پیدا می کند و با این
تو بمیری ها غال قضیه کنده نمی شود و این همان مطلبی است که کارلو جیپولا مطرح
میکند و میگوید موجودی خطرناک تر از نادان کله خر در عالم وجود ندارد. نصیحت کارلو
جیپولا این است نباید اجازه داد تا کله خر ها در رده های مختلف هرم سازمانی لانه کنند.
اگر چنین شد دیگر فاتحه آن مملکت خوانده شده است. پیش از ختم مطلب یاد آور می شود
که طبقه خنگ ها یا گور سیاه کن ها یا شل و ول ها و تو سری خورها که فقط از خصلت
حیوانی برخوردارند هدف اصلی دزد ها می باشند و براحتی در دام می افنند. مثلآ دادن بهره ای زباد به هر سپرده ای. خاک تو سر های بی عقل هم تمام اندوخته خود را می برند و دو دستی به شیاد می سپارند. بکرات دیده شده که شیاد ها ناگهان ناپدید می شوند. حال فرد توسری خور به جلز و ولز می افتد و ننه من غریبم در می اورد. مسلمت که کشور داری با گوسفند چرانی تفاوت دارد و تاریخ نشان داده است که وجود مدیران شایسته و ضوابط بایسته توآم با زحمت و مرارت شبانه روزی توانسته است تا حدودی جلوی دزدها و کله خرها و شیادان متظاهر به زوشنفکری را بگیرد و آسایشی نسبی برای همگان حتی دردها و کله خرها و خاک بسرها فراهم آورد. فراموش نشود که هوشمند
ها و حتی دزد ها هم بدام کله خر ها می افتند چه رسد به تو سری خورها. چه خوب بود که هرکس بی رودربایستی بلاهای بسر آمدهء اش را با دیگران در میان می نهاد تا درس عبرتی بشود.
